WoBlog :: ميراث انديشه

WoBlog :: ميراث انديشه
گفته ها و نوشته هاي ارزشمند انديشمندان
در اين بخش عبارات، سخنان و مفاهيم بيان شده از سوي انديشمندان در شاخه‌هاي مختلف و ديدگاههاي متفاوت جمع‌آوري مي‌شوند. اين بخش بصورت مستقل عمل مي‌كند و در عين حال بخشي از مجموعه گروه متاآرشيو و سايت طريق زرين مي‌باشد.

چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ نويسنده: Reza

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز.
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کنيد.

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر،

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی،
كوچك باش و عاشق… كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را،

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی،

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن،

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران… زلال كه باشى، آسمان در توست…

نلسون ماندلا

چند جمله از نور

جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶ نويسنده: Reza

:. نور و تاريكي مطلق، دو نقطهء متضاد هستند كه با هم تركيب مي شوند تا وحدتي كامل خلق كنند.
:. بايد مراقبه خود را لبريز از نور كنيد.
:. تمامي احساسات و حالت هاي منفي روي كرهء زمين را با حبابي از نور پاك و سفيد روح الهي بپوشانيد.
:. اجازه دهيد كه نور، شما را در راهتان راهنمايي كند. اين هدايت را مي توان با رها كردن هر چه هست و توجه كامل به اين نور تحقق بخشيد.

منتظر

جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶ نويسنده: NeverFade

منتظر، يعني معترض اگر کسي معترض نباشد منتظر وضع آينده نيست. کسي که منتظر تغيير و منتظر آمدن کسي است و منتظر يک چيز تازه، کس تازه و حادثه تازه است، نسبت به وضعي که در آن هست معترض است و براي همين، منتظر است، در بينش سياسي و فلسفه تاريخي شيعه چه کسي منتظر است؟ معترض؛ معترض به چه؟ معترض به آنچه به نام اسلام، در تاريخ اسلام بوجود آمد و … اولين قربانيان اين اسلام حاکم بر تاريخ، ابوذر و علي و حجر و حسين بودند. اين، معترض است، بآنچه که به نام اسلام تبليغ و انجام و تجليل مي شود، معترض است و ميگويد اين نيست. در طول تاريخ منتظر است و براي همين، منتظر و معتقد است، وجبرا معتقد است که اين حقيقتي که در طول تاريخ وجود داشته، بايد تحقق پيدا کند، و گرنه خداوند، عالم را عبث آفريده، چون آدم را عبث آفريده؟! و چگونه تاريخ، به نفع ستم و انحطاط و جور و جهل تمام ميشود؟ چگونه؟ تاريخ عبث است! اگر تاريخ عبث نيست، جبرا به يک حق و تحقق همه ايده آل هاي انساني و عشق ها و آرزوهاي بشري، منجر خواهد شد ـ اين دست کسي نيست ـ، اما در عين حال، در اين جبر تاريخ، آزادي انسان و مسئوليتشان است.حسين وارث آدم ص242 دکتر علي شريعتي 

….مذهب عبارت از يک کلمه ! ” خود آگاهي “

جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶ نويسنده: NeverFade

….مذهب عبارت از يک کلمه ! ” خود آگاهي ”

“خود آکاهي” يعني وجدان خود، علم خود، علم حضوري نسبت به خويشتن، پي بردن به آن “من” ي که در درون “من” نمودين يا “من”هاي نمودين (پوک و پوچ) و دروغين مدفون و مجهولند و تلاش براي استخراج خويشتن و يافتن کبريتي براي اشتعال….مي بينيم که حتي براي مسلح شدن به انديشه کاملي که از طريق آن بتوان گروهي را بدور هم با يک “فکر” و “ايده”و “آرزو”  گرد هم آورد، بايد بر مرکب خود آگاهي و خود شناسي سواروآهسته وپيوسته وگام به گام با بدورريختن “وابستگي ها”و”نياز″ هاي کاذب تبليغي حرکت نمود.در واقع شروع حرکت، مسلط شدن بر خويشتن و رهايي از خصلت هايي است که سد محکمي هستند براي شروع خيزش وتکان !

“مذهب” خود به معني راه است در واقع نوري است براي رفتن ومشاهده خود در راه …راهي به سوي رستگاري !

سوگماد

یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸۶ نويسنده: NeverFade

از کتاب سرزمين هاي دور … پال توئيچل :- ” اين را خواهي ديد که سوگماد همواره خود را در اختيار تو مي گذارد ، برايت کار مي کند ، نمي گذارد خطا کني ، هرگز از تو غافل نمي شود چون مي داند در هر فوريتي که پيش آيد راه صحيح کدام است . اين اصلا بدان معني نيست که دور آزادي فردي تو خط کشيده شود و يا محدود گردد . بالعکس ، از نوعي آزادي بهره ور مي شوي که قبلا نمي شناختي . از هيچ چيز نمي ترسي ، مي تواني به هر کجا که ميل کني رفت و آمد داشته باشي ، آن هم در کمال يقين .

اين معماي الهي است ، با تسليم کردن همه آنچه هست به سوگماد ، سهم آزادي خودت را دريافت مي کني . به اين علت که اراده تو ، در آن هنگام که در مسير صحيح کار مي کند ، همان اراده سوگماد متعال است . اين راز و حقيقت اسرار است . “ 

روشنفکر کيست ؟

شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶ نويسنده: NeverFade

 روشنفکر کيست ؟
شريعتي اشاره مي کند :
تو کجاي تاريخ قرار گرفته اي ؟ اگر اين را بفهمي روشنفکري . و مي بينيم بسيار کمند که اين را دقيقا بتوانند ارزيابي کنند و نيز در چه جايي ؟ در چه جايي يعني چه ؟
يعني در جامعه خودت در ميان قطب هاي مختلف و جهت هاي مختلف دشمن ها دوست ها بالاها پايين ها در تمام اين خطوطي که به تو مي پيوندد چه وضعي دارد چه جايگاهي داري ؟
اين را همه مي فهمند ؟…..بسيار کمند کساني که بدانند کجا قرار دارند ….. 

روشنفكر در يك كلمه كسي است كه نسبت به “وضع انساني” خودش درزمان و مكان تاريخي و اجتماعي اي كه در آن است خود آگاهي دارد و اين ” خود آگاهي ” جبرا و ضرورتا به او احساس يك مسئوليت بخشيده است .

دكتر علي شريعتي ؛ چه بايد كرد ؛ صفحه 255

روشنفكر رسالتش رهبري كردن سياسي جامعه نيست, رسالت روشنفكر خودآگاهي دادن به متن جامعه است, فقط و فقط همين و ديگر هيچ. اگر روشنفكر بتواند به متن جامعه خودآگاهي بدهد, از متن جامعه قهرماناني برخواهند خواست كه لياقت رهبري كردن خود روشنفكر را هم دارند. و تا وقتي كه از متن مردم قهرمان نميزايد ؛ روشنفكر وجود دارد.�
دكتر علي شريعتي ؛ چه بايد كرد ؛ صفحه 499

روشنفکري يعني مسئول بودن ! …..روشنفکرِي يعني امام زمان خود بودن …روشنفکر ي يعني ……

مجموعه آثار شريعتي ج 20 ص 457) :
……روشنفکر – به معناي مطلق - « خدا گونه اي » است در «جهان» و « پيامبر گونه اي» است در «جامعه» و «امام گونه اي » است در تاريخ !روشنفکري نه فلسفه است نه علم  نه فقه  و نه ادب وهنر بلکه در يک کلمه «علم هدايت» است و نوعي « نبوت» که نه چون فلسفه ذهنيت سازي است و نه چون علم ، نقش صورت اشياء و روابطشان است در ذهن ،آنچنان که هستند بلکه علم «شدن» است و خبر دادن از «راه»  که از «خودآگاهي وجودي» آدمي سرچشمه مي گيرد و بنابراين در ذات خود « دعوت» را به همراه دارد و بنابراين « مسئوليت » را !

(مجموعه آثار شريعتي ج 20 ص 367) :
روشنفکر عبارت است يک انسان آگاه نسبت به نا هنجاري هاي اجتماعي ،آگاه به عوامل درست اين تضاد و ناهنجاري ،آگاه نسبت به نياز اين قرن و اين نسل و مسئول در ارائه راه نجات جامعه از اين وضع ناهنجارمحکوم و تعيين راه حل و ايده آلهاي مشترک براي جامعه و بخشيدن يک عشق و ايمان مشترک جوشان به مردم که در متن سرد و منجمد اجتماع منحط سنتيش ، حرکت ايجاد کند و آگاهي و خود آگاهي خويش را به مردمش منتقل نمايد و در يک کلمه براي جامعه اش پيغمبري کند ، ادامه دهنده راه پيامبران تاريخ که ايجاد عشق و ايمان و هدف و حرکت بود براي «هدايت و عدالت» ، زبانش متناسب با اين زمان و راه هايش متناسب با اين نا هنجاري ها و سرمايه اش متناسب با اين فرهنگ  (باشد )�

از تعاليم بودي دارما

جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ نويسنده: Reza

:. دارما دربردارندهء نابودن است، زيرا از ناخالصي بودن رها است.
:. و دارما دربردارندهء ناخود است، زيرا از ناخالصي خود رها است.
:. عوام غافل اند، آنها آگاه نيستند كه انديشه‌ي خودشان بوداست، والا خارج از انديشه، از پي يك بودا نمي‌گشتند.
:. وراي اين طبيعت (فطرت)، بودايي نيست. بودا، طبيعت ماست. نه بودا ورايِ اين طبيعت و نه طبيعت ورايِ اوست.
:. غافلاني كه كساني را به استادي مي‌گيرند كه از فطرت خويش غافل اند، عميق و عميق‌تر به دريايِ بازپيدايي فرو مي‌روند.

گفتارهاي معنوي - خليل جبران

جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ نويسنده: Reza

:. حقيقتي كه نياز به دليل و گواه دارد تنها نيمي از حقيقت است.
:. هنر گامي است در رهگذر شناخته‌ها به سوي ناشناخته‌ها.
:. ايمان، معرفتي است درون دلها، وراي هر گواه و دليل.
:. حقيقت، اراده و آرمان الهي در نهاد آدمي است.
:. نيايش نواي دلهاست كه راه خود را به سوي بارگاه الهي مي‌گشايد.

ني نواي الهي (چاپ جديد)

جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ نويسنده: Reza

:. حقيقت همينجاست در همين لحظه حاضر و ما بايد آنرا به تصرف درآوريم، حفظ كنيم و آن شويم - خود حقيقت!
:. بزرگترين نقص ما در مقام دانش پژوهان دانش الهي، اين است كه انتظار داشته باشيم نتايج از خارج به بار آيند.
:. روح الهي در واقع در وجود همه‌ي انسان‌ها حضور دارد.
:. نيروي ايمان، شوق و عشق آدمي، نيروهاي اوليه‌اي هستند كه خرد خدا را مي‌سازند.
:. همه‌ي ما از ازل بوده‌ايم، چون جاودانگي آغاز و پاياني ندارد، بلكه صرفاً چرخه‌اي بي پايان از بودن است؛ بنابراين به نيت جاودانگي زندگي كنيد.

كنفسيوس

جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸۶ نويسنده: Reza

:. سكوت دوستي است كه هرگز خيانت نمي‌كند.
:. سفر هزاران كيلومتر، با اولين قدم آغاز مي‌شود.
:. توان ما، هرگز از عهده انتظاراتي كه از آن داريم برنمي‌آيد.
:. يادت باشد، مهم نيست به كجا مي‌روي، كافيست قدم برداري، آنجا خواهي بود.
:. همه چيز زيباست، اما همه كس اين زيبايي را نمي‌بيند.
:. اگر زندگي را نشناسيم، چگونه مي‌توانيم مرگ را بشناسيم؟
:. تا وقتي توقف نكرده‌ايد، مهم نيست چقدر آهسته حركت مي‌كنيد.
:. زندگي واقعا ساده است، اما ما اصرار داريم آنرا پيچيده كنيم.

« مطلب قبلي